چه بی خبر!

امشب عقد خاله زهراست وقراره بعد از اینکه بابا از سر کار اومد بریم اونجا دیشب بابا بهت گفت خاله زهرات هم عروس شد تو هم اخماتو کردی تو هم و گفتی چه بی خبر !
خدا رو شکر عقد به خوبی و خوشی برگزار شد آرزوی خوشبختی براشون دارم.
ناگفته نماند که جنابعالی به شدت مریض شدین .شب من خونه خاله موندم شما هم رفتید خونه عمو اونجا که میرسید تب لرز میگیری وتا صبح تو تب میسوزی .فرداش بابا به من خبر داد.تا وقتی که دیدمت و کمی خیالم راحت شد نصفه جون شدم .بردیمت بیمارستان دکتر گفتند نوعی مسمومیته و چند تا شربت دادن .تا چند روز همینجور بیحال و بی رمق بودی دلم نیومد از این وضعت عکس بگیرم .ان شاءالله همیشه سالم باشی گلکم.
مریم وسط سفره عقد میخواستم هنوز عکس بگیرم که دایی بلندش کرد و بردش.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



چه بی خبر! 

