دید و بازدید
این هفته حسابی دلتنگ شده بودیم گفتیم یه سری به خاله ،دایی،عمو بزنیم .صبح پنجشنبه حرکت کردیم ظهر رفتیم خونه خاله فاطمه. عصر مریم رو گذاشتیم پیش خاله رفتیم یه دوری زدیم و مقداری خرت و پرت خریدیم بعد رفتیم دنبال مریم شب هم خونه عمو حسین موندیم .مهدی که تا ساعت 12 شب بازی کامپیوتری انجوم دادن مریم خانم هم تا ساعت 1 جیغ زدن تا بالاخره مجبور شدیم از ترفند پتو گهواره ای استفاده کنیم تا بخوابن . روز جمعه هم ظهر رفتیم خونه دایی جهان کوچک بس که سرد بود فقط میشد مهمونی رفت .اونجا هم بعد از کمی مشق نوشتن مهدی و فاطمه بازی کردن مریم اوایل آروم بود نگو آرامش قبل از طوفان بود . که یهویی دوباره جیغ زدن شروع شد به ناچار ساعت 3پا شدیم گفتیم حرکت کنیم شاید داخل ماشین خوابید. همینجور هم شد.موقع برگشتن مهدی با لحن شیرینی گفت: ((این مریم با جیغ زدنش آبروی هممون رو برد.))

خونه عمو
بس که جیغ میزنه یه عکس درست حسابی نمیشه ازش گرفت






دید و بازدید
