اولین برف زمستون
امروز بعد از مدتها بالاخره زمین یه کوچولو سفید پوش شد خدا رو شکر یه کم برف بارید. وقتی بابا گفت برف اومده با خودم گفتم امروز برای بیدار کردن مهدی مشکلی ندارم همین که بفمه سریع از جا میپره اما دریغ از اینکه دیر تر از همیشه ساعت هفت به بدبختی از رختخواب جداش کردم وقتی هم رفت پشت پنجره تا برفا رو ببینه بس که خواب آلود بود اصلا"ندید فقط گفت مامان یه کم بارون اومده!!!!! بعد از یه ربعی که لباسا شو پوشید بردم بهش نشون دادم ذوقی کرد و گفت راست گفتی آخ جون!!

مواظب باش زمین نخوری!


همیشه اخمویی!

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



اولین برف زمستون
