مهدی مهدی ، تا این لحظه: 19 سال و 3 ماه سن داره
مریممریم، تا این لحظه: 13 سال و 23 روز سن داره

گل های باغ زندگی (مهدی و مریم)

دندون شیری

  از وقتی که رفته بودی مدرسه مرتب سوال میکردی مگه من از هم کلاسیام کوچکترم ،میگفتی جرا بقیه دندونای شیریشون افتاده ولی مال من نه! ولی ما اصلا نگران نبودیم  چون دکتر گفته بود عجله نکنید،اشکال نداره. تا اینکه چند روز پیش گفتی مامان داخل دهنم یه چیزی هست که اذیتم میکنه. نگاه کردم دیدم یه دندون  از اون ور دندونای جلویت دراومده.،امتحان کردم  ومتوجه شدم دندونت لق شده.(یعنی  در هفت سال و دوماهگی اولین دندونت دراومد.) خلاصه امروز بابا سرت کلاه گذاشت ودندونه رو در اورد و جنابعالی هم حسابی گریه کردی. خوب....... اول امیدوارم که دندون جدید بیا سر جای خودش،دوم هم مبارکه گلم .خوب مواظب دندونات باش و مرتب مسو...
7 مهر 1393

مریمی ...

   علاقه مند به عینک    پسر مامانی !موهاشو کوتاه کردیم دیگه.   اینجا صندوق ماشینه ،بابایی همیشه مریم رو میذاره اون تو!     کیفش رو هم خیلی دوست داره میره بر میداره میگه بریم.    پفک های مهدی رو  برداشته و فرار کرده!     دالی بازی   پت ومت رو به اسم نی نی میشناسه وعلاقه خاصی بهشون داره   کفشای مریم که خیلی هم دوسشون داره   اولین گامهای مریم در حیاط (11 ماهگی شروع به راه رفتن کرد دخملی)     ...
6 مهر 1393

اینم از عکسا...

آفتابگردون حیاط که 50 گل داره!        مثل همیشه حوصلت سر رفته عشق خواهر برادری   (پارک شهر  )    باغ بابا بزرگ  که با دایی رفتیم .   مریم خوابش میومد غر میزد.   مهدی عاشق چوب !    حیاط خونه(اس)    قاصدک فرستادی تا  به بابا بگه زودتر بیاد.    مریم و آفتابگردون        آبشار پارک ...
5 مهر 1393

تولد مریم

  بازم شادی و بوسه ، گلای سرخ و میخک میگن کهنه نمی شه تولدت مبارک تو این روز طلایی تو اومدی به دنیا و جود پاکت اومد تو جمع خلوت ما تو تقویما نوشتیم تو این ماه و تو این روز از اسمون فرستاد خدا یه ماه زیبا یه کیک خیلی خوش طعم ،با چند تا شمع روشن یکی به نیت تو یکی از طرف من الهی که هزارسال همین جشنو بگیریم به خاطر و جودت به افتخار بودن تو این روز پر از عشق تو با خنده شکفتی با یه گریه ی ساده به دنیا بله گفتی ببین تو اسمونا پر از نور و پرندس تو قلبا پر عشقه رو لبا پر خندس تا تو هستی و چشمات بهونه س واسه خوندن همین شعر و ترانه تو دنیای ما زندس واسه تولد ت...
5 مهر 1393

بازگشت

  یه چند وقتی نبودیم ونتوستم آپ کنم وحالا بعد از فکر کنم دو ماه برگشتیم با کوله باری از خاطرات برای آقا مهدی  وتغییرات فراوان برای مریم کوچولو که عکسای  همش رو سر فرصت  میذارم . ...
4 مهر 1393

...

    بنام خداوند ی که داشتن او جبران همه نداشته های من است   میستایمش ، چون لایق ستایش است.     راز يک زندگي زيبا اين است:   که امروز با خدا گام برداري و براي فردا به او اعتماد داشته باشي .           ...
4 مهر 1393

کاردستی

این کاردستیه تو کلاس سفالگری درست کردی خودت میگی موشکه ولی هر چی من بهش نگاه میکنم هیچ شباهتی به موشک نداره!   اینم چند تا عکس داخل کانونه دلیل بی کیفیتیش هم اینکه با مریم رو بغل گرفته شده.     ...
5 مرداد 1393

تولد پسرم

    خدای مهربون همیشه نظر لطف به ما داشتن  وهر اونچه که ازش خواستیم به ما عطا کردن و در تک تک لحظات زندگیمون هوامون رو داشتن .وجود شما دو تا عزیزانم دو تا  از هدیه های با ارزشیه که خدای عزو وجل بهمون عطا کردن .هفت سال پیش یه پسر کوچولوی ناز و خوشگل بهمون عطا کردن و چقدر زیبا بود این هدیه........... چقدر زود گذشت این مدت باور نمیکنم که تو حالا 7هفت سالت شده باشه عزیزم . به قول مادر بزرگا  ان شاءاله که صد سال عمر با عزت داشته باشی. من و بابایی خیلی دوست داریم .وهمه تلاشمون برای خوشبختی تو و آبجی کوچولوته ،ان شاءالله خداوند هم کمکمون کنه . هدیه من به تو دعای خیرمه ،برای تو از خدا بهترین ...
24 تير 1393