مهدی مهدی ، تا این لحظه: 19 سال و 3 ماه و 2 روز سن داره
مریممریم، تا این لحظه: 13 سال و 25 روز سن داره

گل های باغ زندگی (مهدی و مریم)

کاردستی

این کاردستیه تو کلاس سفالگری درست کردی خودت میگی موشکه ولی هر چی من بهش نگاه میکنم هیچ شباهتی به موشک نداره!   اینم چند تا عکس داخل کانونه دلیل بی کیفیتیش هم اینکه با مریم رو بغل گرفته شده.     ...
5 مرداد 1393

تولد پسرم

    خدای مهربون همیشه نظر لطف به ما داشتن  وهر اونچه که ازش خواستیم به ما عطا کردن و در تک تک لحظات زندگیمون هوامون رو داشتن .وجود شما دو تا عزیزانم دو تا  از هدیه های با ارزشیه که خدای عزو وجل بهمون عطا کردن .هفت سال پیش یه پسر کوچولوی ناز و خوشگل بهمون عطا کردن و چقدر زیبا بود این هدیه........... چقدر زود گذشت این مدت باور نمیکنم که تو حالا 7هفت سالت شده باشه عزیزم . به قول مادر بزرگا  ان شاءاله که صد سال عمر با عزت داشته باشی. من و بابایی خیلی دوست داریم .وهمه تلاشمون برای خوشبختی تو و آبجی کوچولوته ،ان شاءالله خداوند هم کمکمون کنه . هدیه من به تو دعای خیرمه ،برای تو از خدا بهترین ...
24 تير 1393

یک داستان

خدایا ! شکرت... روزی مردی خواب عجیبی دید.  دید که پیش فرشته‌ها رفته و به کارهای اونا نگاه می‌کنه.  هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشته‌ها رو دید که سخت مشغول کارن و تند تند نامه‌هایی رو که توسط پیکها از زمین می‌رسیدن، باز می‌کنن  و اونها رو داخل جعبه‌هایی می‌ذارن. مرد از فرشته‌ایی پرسید :  شما دارید چکار می‌کنین ؟ فرشته در حالی‌که داشت نامه‌ایی رو باز می‌کرد، گفت :  اینجا بخش دریافته و ما دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند رو تحویل می‌گیریم.  مرد یکمی جلوتر رفت  و باز دسته‌ بزرگ دیگه‌ای از فرشته&zwnj...
22 تير 1393

میلاد نور

      ماه رحمت، سفره اش گسترده شد زنده از فيضش جهان مرده شد آسمان پرگشته از شادي و شور آمده از لطف حق ميلاد نور ولادت امام حسن (ع) مبارک ...
22 تير 1393

واما دخملم ......

  چند روزی میشه که دخملی خودش میتونه چند دقیقه ای تنهایی وایسه وما سه نفری حسابی ذوق میکنیم وبراش دست میزنیم. دست هم میزنه با اون دستای کوچولوش. بای بای میکنه( با تموم وجود دستش رو تکون میده!) دندونای بالاش هم داره در میاد. وقتی چیزی رو برداشته صداش میکنی فرار میکنه، میدونه میخوای ازش بگیری. وقتی میاد داخل آشپز خونه ،مهدی رو که صدا میکنم جیغ میزنه ،میدونه الان مهدی میاد میبردش. واما خوابیدنش :   عجیب بد خوابیه این بچه امکان نداره سر جاش بخوابه، اگه خوابش بیاد که شیشه  شیر رو برمداره میره اینقدر این ور و اون ور میچرخه وهی خودش رو میندازه تا بالاخره یه گوش...
15 تير 1393

برای خنده

یه کلمه  برات مینویسم  تا هر وقت سری به وبلاگت زدی حسابی بخندی .   (خود بخودی )!       ...
13 تير 1393