واما دخملم ......

چند روزی میشه که دخملی خودش میتونه چند دقیقه ای تنهایی وایسه وما سه نفری حسابی ذوق میکنیم وبراش دست میزنیم.
دست هم میزنه با اون دستای کوچولوش.
بای بای میکنه( با تموم وجود دستش رو تکون میده!)
دندونای بالاش هم داره در میاد.
وقتی چیزی رو برداشته صداش میکنی فرار میکنه، میدونه میخوای ازش بگیری.
وقتی میاد داخل آشپز خونه ،مهدی رو که صدا میکنم جیغ میزنه ،میدونه الان مهدی میاد میبردش.
واما خوابیدنش :

عجیب بد خوابیه این بچه امکان نداره سر جاش بخوابه، اگه خوابش بیاد که شیشه شیر رو برمداره میره اینقدر این ور و اون ور میچرخه وهی خودش رو میندازه تا بالاخره یه گوشه ای روی شکم خوابش ببره وقتی هم میاریش توی جاش تو اوج خواب یه غری میزنه دوباره روی شکم میخوابه، شب هم که برای شیر بیدار میشه هر دفعه باید از یه جایی پیداش کنی.وای به حال روزی که خوابش نیاد ،چراغ که خاموش میشه تازه بازیش میاد. هی میاریش هی بدو بدو فرار میکنه کلافه ات میکنه تا بخوابه!!!
انواع گریه مریمی ازبدو تولد:
اوایل مثل همه نوزادی دیگه البته از نوع جیغش
سه چهار ماهگی:(یه گیگه ،یه گیگه ....)بهش میخندیم و میگفتم مموری گوشیش رو میگه
پنج شش ماهگی :(قا قا قا ....)
حالا(می می می می..........)
(دوستتون دارم عزیزای کوچولوم)



واما دخملم ...... 

