پایان انتظار
مروز قراره بابا بیاد وما بیصبرانه منتظرش هستیم .ان شاءالله دو ساعت دیگه میرسه.
تو این دو هفته که بابا نبوده مریمی کلی پیشرفت کرده یکی از دندوناش زده بیرون.وقتی بهش غذا میدم قاشق میخوره به دندونش صدا میده، اینقدر ذوق میکنه.سرعتش توی چهار دست وپا رفتن هم خیلی زیاد شده وقتی میخوام برم آشپزخونه هنوز نرسیدم پشت سرم رسیده .حالا دیگه وقتیه که به قول ما باید هاونمون رو هم آویزون کنیم از دست این وروجک.و اما تو جیگر بابات بهت گفته بود: وقتی من نیستم مرد خونه باش!مامان رو اذیت نکنی ها،توهم به قول خودت قول مردونه دادی ، و امروز میگفتی مامان فقط چهار روز بد بودم ده روز دیگش خوب بودم.الهی قربونت برم عزیزم تو همیشه خوبی.... ,یک ذره شیطنت لازمه سن وسالت هست عزیزم.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



پایان انتظار
