ماه محرم
گناهی از تمام کوه ها سنگین تر آوردم
به جای دست گل با دست خالی آمدم اما
دلی صد پاره تر از لاله های پرپر آوردم
نشد تا از فرات آب آورم از بحر طفلانت
ولی بر حنجر خشکیده ات چشم تر آوردم
غبارم کن به بادم ده مرا دور سرت گردان
فدایم کن که در میدان ایثارت سرآوردم
سرشک خجلت از چشمم چو باران بر زمین ریزد
زبان عذر خواهی بر علی اکبر آوردم
همین ساعت که بر من یک نظر از لطف افکندی
به خود بالیدم و مانند فطرس پر درآوردم
بده اذنم که خم گردم ببوسم دست عباست
که روی عجز بر آن یادگار حیدر آوردم
چه غم گر جرم من از کوه سنگین تر بود آقا
که سر بر آستان اطرت پیغمبر آوردم

پسر گل مامان ،نوشتن آب و بابا رو یاد گرفته خطش هم خیلی قشنگه ،معلمت معتقده که خیلی کارها رو بهتر از بقیه انجام میدی ،ان شاءالله که موفق باشی از خدا میخوام که تو وخواهرت رو برای ما نگه داره وتو تربیتتون خودش کمکون کنه
این روزا بیشتر با آبجی کوچولوت کنار میایی و انگار که کمی دوستش داری اینم نمونش :

وقتی رابطه مهدی و مریم دوستانه است.




هر وقت مریم رو بغل میکنه میمیره از خنده میگه قلقلکم میاد.


خوش اخلاق!


این روزا حال و هوای دیگه ای داره ایام عزاداری ابا عبدالله الحسین (ع) ما خیلی نمیتونیم برای عزاداری بیرون بریم وبیشتر از تلویزیون میبینیم .اخه مریم خیلی کوچولوه وگریه میکنه ،هوا هم سرده.



ماه محرم 
