مهدی مهدی ، تا این لحظه: 19 سال و 3 ماه سن داره
مریممریم، تا این لحظه: 13 سال و 23 روز سن داره

گل های باغ زندگی (مهدی و مریم)

بار خدایا...

  رویاهای خیس روزگارم را به آسمان نمی سپارم چون باران آن ها را می شوید و از صحنه زمینی دلم پاک می کند. آنها را به پرواز پرستو ها نمی سپارم چون اوج می گیرد و از دیدگانم دور می شود شاید فراموشم شود. آنها را به دریا نمی دهم زیرا خورشید سوزان آسمان آنها را بر ابرها می دهد و از آینه ی چشمانم می گذرد. رویاهای آسمانی و دریایی و بلندم را به تو می سپارم چون تو می دانی و مرا می فهمی که قلب من جایگاه محبت های توست. پس تو را به سخاوتت و محبتت سوگند می دهم تنهایم مگذار و مرا به خودم رها مکن یا اجود الاجودین... ...
9 دی 1394

مسافرت

مدتها بود که به خاطر مریم (که تو ماشین اذیت میکرد )جایی نرفته بودیم تا بالاخره یه سفر رفتیم بندر عباس  البته مریم دختر خوبی بود یعنی خیلی خوب و مسافرت خیلی بهمون خوش کذشت   ...
9 دی 1394

شکلات خوردن مریم

مریم عشق شکلاته،  از خوردن شکلات سیر نمیشه ، هر وقت خونه بابا بزرگ میره خودش میره سر وقت شکلاتا و دو تا دوتا میذاره تو لپش ذوق هم  میکنه/ روز پنجشنبه یه مراسم بود رفتیم گلزار شهدا  یه دختر کوچولویی شکلات تعارف کرد، مریم هم یه دونه برداشت براش باز کردم گذاشت تو دهنش و شروع کرد به خوردن یهو چشمش افتاد به طاها  و ذوق کردو همینجور میخندید که دیگه میشه حدس زد چه اتفاقی افتاد : داشت خفه می شد ،شکلاته چسبیده بود نه بالا میومد نه پایین  من و عمه (م  )هر چی تلاش میکردم فایده نداشت . و............ بالاخره عمه  (ک )  اومد و درش اورد، خدا رحم کرد و به خیر گذشت . حالا دو دقیقه بعد باز هم  مر...
17 آذر 1394

یه وقتایی*

یه وقتایی مثل امروز مهدی به سرش میزنه و اتاقش رو مرتب میکنه کلی هم از کارش تعریف میکنه تازه عکس هم گرفته که فعلاً مجالش  نیس وبعد میذارم . این عکس رو از شکلک ها انتخاب کرده و گفته برام بذار  که ای به چشم ...
8 آذر 1394

*

به خاطر بسپاریم همراهی خدا با انسان مثل نفس کشیدن است:  آرام، بی صدا، همیشگی
30 آبان 1394

دسته گل مریم!

یه عصری رفتیم بیرون بچه ها رونبردیم وقتی برگشتیم مریم گلها رو داغون کرده بود مهدی هم عکاسی کرده !!! فک کنم مهدی اینجا یه کم نازش کرده   ...
21 آبان 1394

ناگفته ها

  آقا مهدی اینجا خیلی بهش خوش میگذره ،راضیه ،خوش اخلاق تر هم شده ،درسش هم عالیه عالی دیروز هم یه مسابقه  درسی بین دو شعبه شون گذاشتن  که اول شد. اما اما اما!!!!آقا مهدی طبق معمول برای  مشق نوشتن!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟   مریم رو با هزار بدبختی از شیر گرفتیم خیلی سخت بود.خیلی وابسته شده بود فکر کنم دو ماهی طول کشید ،هر شب دو سه بار بیدارباش میزدتا بالاخره عادت کرد. در حال حاضر هم برای پوشک گرفتن می تلاشیم. مریم خانم دیگه قشنگ صحبت میکنه ،شیرینه ،حرفای قلمبه هم میزنه از مریم میپرسی کی میخوای بزرگ شی میگه : دیروز میپرسی اسمت چیه میگه: مریم خانم و اسم داداشی میگه :داداشی نامرد!! فعلاً ...
9 آبان 1394