مهدی مهدی ، تا این لحظه: 19 سال و 3 ماه و 4 روز سن داره
مریممریم، تا این لحظه: 13 سال و 27 روز سن داره

گل های باغ زندگی (مهدی و مریم)

رحلت پیامبر(ص)

رحلت حضرت رسول اکرم (ص)و شهادت امام حسن مجتبی(ع) تسلیت باد. مدینه شد ز داغ مصطفى بیت الحزن امشب فضاى عالم هستى بود غرق محن امشب مکن اى آسمان روشن چراغ ماه را کز کین چراغ لاله شد خاموش در صحن چمن امشب   آرزوی زینبه با هزار غم و محن که تو روز تشییع بشه بدن امام حسن ای خدا تو مدینه غصه بی اندازه شد بین اشک و آه بدن تشییع جنازه شد   ...
10 دی 1392

لالایی

من تا حالا نه لالایی بلد بودم نه خوندن لالایی آخه لازمم نبود مهدی که خیلی آروم بود نیازی به این ترفندا نداشت اما امان از روزی که آدم مجبور باشه الان چند تا لالایی یاد گرفتم که هر وقت مریم زیادی ناآرومی میکنه براش می خونم تا حدی هم کارسازه و مدتی ساکت میشه  خدا رو شکر، اما صدای بابا ومهدی در میاد که یکی کم بود دو تا شدن!   لالالالا گل کاشی یه خونه توی نقاشی/ لالالاگل پسته پدر بار سفر بسته/ لالالالا گل سوسن نخای رنگی و سوزن/ لالالالا گل مهتاب بدوزم نقش تو در خواب/ لالالالا گل نازم سپند آویز می سازم/ لالالالا گل نرگس که بد برتو نیاد هرگز/ لالالالا گل زیره نشه روزت شب تیره/ لالالالا گل ریزم به گوشت درس بیاویزم/ لالالالا گل ...
8 دی 1392

سرما

درسته که ما بچه سردسیریم ولی از وقتی زندگی مشترکمون شروع شده جای گرمسیری زندگی میکردیم تا امسال که به شهر سرد منتقل شدیم .یعنی مهدی اصلا با این هوا آشنایی نداره همش باید به زور لباس تنش کنی.ما خودمون هم سرما رو از یاد برده بودیم ولی دوباره داریم با تموم وجود حسش میکنیم واقعا سرده ها! ولی دریغ از یه ذره برف و بارون دلمون لک زده براشون.  موقع رفتن به مدرسه باید اینجوری پوشید. نمیدونم کتابا چرا اینقدر سنگین شده منم کیف این بچه رو به سختی بلند میکنم . ...
8 دی 1392

نا اروم

پنج شنبه شب مهمون داشتیم .اون شب مریم خیلی نا آرومی کرد و جیغ زد . ! از همون اولش همینجوری بود نا آروم،جیغ جیغو طول روزم که خواب نداره .ولی خدا رو شکر 10،11شب دیگه میخوابه تا صبح فقط یکی دو بار برای شیر بیدار میشه . از چهارم که وزنش کردم و پیشرفتش زیاد نبوده خیلی نگرانم .خدا کنه مشکلی نداشته باشه  صبح که از خواب پا میشی مریم این شکلیه!  ...
7 دی 1392

شب یلدا

  ما معمولا شب های یلدا تنها هستیم اخه جایی که ما هستیم هیچکدوم از اقوام نیستن که بریم و دور هم باشیم .امسال هم که به خاطر اربعین برنامه خاصی نداشتیم .   اقا مهدی موقع نوشتن مشق  نمونه ای از مشق و خط مهدی اینقدر سرده این روزا فقط داخل خونه میشه عکس گرفت ولم کن میخوام بزنمش!   ...
3 دی 1392

ای کلک!

این روزا یه خورده کلک شدی!یه روز دفتر املای خونت رو داخل مدرسه جا میذاری یه روزم دفتر الگو ت رو تا از زیرش در بری ولی من دستت رو خوندم و گفتم داخل دفتر دیگه ای این کارا رو انجام بدی.پس دیگه این کار رو نکردی دیروز هم جایزه ویژه گرفتی یه تخته وایت برد و مکعب های ریاضی مبارک باشه پسر گلم . کارت عالیه از همه نظر فقط یه خورده بازیگوشی!!اونم برای پسر بچه ها طبیعیه. واما مریم! مریم امروز سه ماهه شد وزنش به 4/800رسید که پیشرفتش توی این یک ماهه خیلی رضایت بخش نبود  اخه کم اشتهاست و خیلی نمیخوره از همین اول به قکر رژیم گرفتنه ولی اینقدر با مزه باشه بلند میخینده تا دلت بخواد البته وقتی سر حاله وقت بداخلاقی هم با یه من عسل نمیشه خوردش ...
3 دی 1392

خدایا!

خدایا ! من در کلبه حقیرانه خود در زمین چیزی دارم که تو در عرش کبریایی خود نداری من چون تو کسی دارم و تو چون خود کسی را نداری بايد اي دل ! اندكي بهتر شويم يا نه اصلا آدمي ديگر شويم از همين امروز هنگام نماز با خدا قدري صميمي تر شويم خدايا! به من زيستني عطا كن كه در لحظه ي مرگ بر بي ثمريِ لحظه اي كه براي زيستن گذشته است حسرت نخورم ، و مردني عطا كن كه بر بيهودگيش سوگوار نباشم. براي اينكه هر كس آنچنان ميميرد كه زندگي ميكند . خدايا! تو چگونه زيستن را به من بياموز ، چگونه مردن را خود خواهم آموخت . خدايا! رحمتي عطا كن تا ايمان ، نان و نام برايم نياورد ، قدرتم بخش تا نانم را و حتي نامم را در خطر اي...
23 آذر 1392